) بسم اله الرحمن الرحیم )
در این جزوه اشعا ر و دوبیتها یی سروده شد وذکر می گردد که به مناسبتها ی مختلف می باشند شا ید به ترتیب ومنظم نبا شند چون هر شعری یا اشعاری به منا سبتی ودر زما نی ویا مکا نی سروده شد هر کدام مربوط به یک موضوع یا جریا ن خاص خودش می باشد قضا وت هم با شما خوانندگا ن محترم وارجمند است اول از دنیا شروع شود چون هیچ کس به اندازه دنیا به بشر بی وفا یئ ونا رفا قتی وبی مروتی نکرد --- شعر
نه شو اغفا ل به این د و روز دنیا --------- که دنیا به هیچ کس ندهد جا
اگر جا به تو داده یک صبا حی --------- به یند ش از آن وقت جدایئ
دنیا هر چه داده پس بگیرد -------- حریص به دنیا جد اً مریض است
دو روز دنیا نیست جا یگا هی -------- بفکر با ش که فردا کجا ئی
نه با دنیا حریص نه هم با مر گ شو خی --- نبا ید عمر را ارزان فروشید
بود چون عمر به همه محدود ------ بکو ش برای تکلیف هر چند زود
که شاید عمر نکرد به تو کفا یت ------- بگیربهره آنچه از تو آ ید
نه خور با زی به لذ تها ی دنیا -------- بر دار توشه ای برای فردا
گر فتم تجربه دنیا ی فا نی --------- بشر را در پی خود می دوانی
نه دوستی داری نه انس نه الفت --------- نشد که به کسی کنید مروت
مراد هیچ کس نشد حا صل ------- نهم باری به آسا ن رفت به منزل
هر کس با تو شوق داشت نا کا م شد ------- با آن عشق ومحبت نا شا د ما ند
بداند کی که فردا با چه سا زی ------ کی از تو به خواهد به نوازی
میا ن خوب وبد یک سا ن نظر کرد ------ سزای عمل کل به هدر رفت
چشم با ز بکن فر دا را بنگر ------- دو روز دنیا زود آید سر
بفکر قبر با ش خر وار خا کها ------- که آن وقت جز عمل کس نی دهد جا
نه اولاد نه دوست نهم رفیقا ن ------- نشاید هیچ کدام از تو کنند یا د
خود ت با شی وآن اعما ل کردت ------ به غیر آن کس نیست داد خواهد
امان از آن زما ن بی توشه بو د ن ------ تما م اختیا ر از ما گرفتن
چو ن وقت بگذ رت پس نیا ید ------- هر کرد ه ام بر سر م آید
همه در پیچ وخم هستیم گرفتا ر ------- یکی هم نیست از این خواب بیدار
همه درخواب غفلت می بریم سر ------- یکی هم نیست از این معرکه بدر
همه سعی می کنیم از بهر دنیا -------- یکی هم نیست ز آخرت به کند جا
همه مفت می دویم مزدی نداریم ------- چو ن در آخر ت جا یی ندار یم
هر قد ر جا ن کنیم در این دنیا ------ فقط دومترازاین خاک می بریم جا
به دنیا دل نه بند دنیا بود دام ------- روید با دست خا لی سر انجام
چون آید حسا ب روزمحشر ------- از آنچه کرده ایم شویم مکد ر
کنیم التما س بگذار گرد م ------- پشیما نم از این اعمال کرد م
چو ن وقت بگذرد پس نیا ید ------- هر چه کرده ام بر سرم آید
به دنیا روی گرد ان تا شوید شیر ------ حریص به دنیا شود زمین گیر
برو دنیا ندارید تو وفا یی ------- هر قدر عمر کنید آخر جدایی
به کرد لقما ن عمر یک هزار سا ل ------- رفت نبوده مثل انگا ر
به عمر شصت سا ل ما چه توقع ------ بد نیا روی گردان به قیا مت کن توجه
دو روز دنیا من را نه بلعید ----- بترسم آن زما ن کس نیست دستگیر
دادند وقت به تو به قدر کا فی ------ چرا دراین مدت خود را نه سا ختی
تو غفلت کرده اید بهره نبردی ------ بدان درآخرت بی توشه ما ندی
از این عمر دراز ووقت کا فی ----- نبردی بهر ای مفت عمر ه با ختی
تو کردی عمر را به صر ف با زی ------ بدان در آخرت بی توشه ما ندی
ای انسا ن عمر خود را گران دان ---- نده لحظه ای از آن مفت وارزان
همین امروز با ید بکنید جا -- به زود ی دست ما می شود کوتاه
پس از مو عد وقت نیست تمدید ---- حریص بد نیا هیچ وقت نشد سیر
یک سهم دنیا یک سهم قا مت ----- فردا نشوی رسوا دو عا لم
ببین ای شخص عا قل گر بصیری ----- هر قدر عمر کنی آخر به میری
پس از مر د ن چه از بهرت بما ند ----- به غیر از خوبیها چیزی نخوا نند
بکوش از بهر خوبی ودرستی ------ به غیراز آن نی ارزت به مفتی
بکن کاردرست وخیردنیا ----- که فردا در قا مت می دهد جا
به آ سا ن طی نگردد راه دشوار ------- نگیرد مزد کس تا نکند کار
نگا ه کن این برج ها ی بلند را ------ تما م آ جر به آجر رفت سرپا
همت کن به سو ی فتح بر جها ------ چون را حت طلب ما ند در جا
بخوان تاریخ واحوال سرا ن را ----- به پرس اعما ل خوبا ن وبدان را
به هرکس یا د گردد آن که بوده ست ---- برای هر زما ن عمل شهود است =====================================================
ای انسا ن چرا قدر خود ندانی ---- به هر سا زکه نوازد تو می بازی
چرا انسا ن ندارد درک مشکل ---- هر آب زلا را می کند گل
ای انسا ن چرا خود می ستا یی ----- از آن آبا د که شد سهم چه داری
به هر جسمی نبا ید گفت آدم ---- مگر از مشکل دنیا کند کم
هر کس ندارد فکر مثبت ----- به هیچ مشکل سرش نکند درد
ببین افراد پست وبی کفا یت ------ بهر ننگی می دهند رضا یت
اشعاردوبیتی بمناسبتهای مختلف ==================================
خدایا توبکن بر من عنایت ÷÷÷÷÷÷÷ به آنچه لازم است شوم هدایت
نه بی راهه روم نه جا بمانم ÷÷÷÷÷÷÷ آنچه حق است آید زبانم
هدف از خوب گفتن من دارم ÷÷÷÷÷÷÷ نمی خواهم کسی را رنجانم
نیست درذات من بد گویی ÷÷÷÷÷÷÷÷ چرا ای بی خرد زشتی ستودی
چه گفتی وچه خواهی بی فرهنگ ÷÷÷÷÷÷÷÷ چرا ما را کشاندی صحنه جنگ
بود جنگ روان از تیر سخت تر ÷÷÷÷÷÷÷ به زیبایی بگفتی احمق خر
به اجبارکشاندیم این صحنه ÷÷÷÷÷÷ نوشتی رسم وقاعده تووارونه
باید نقد کنم گفته هایت ÷÷÷÷÷ گذارم کف دستت داشته هایت
بدان که نیستی عددی تو ÷÷÷÷÷ همان توشه بر لچه دزی تو
بشر از گفتن تو شرمش آید ÷÷÷÷÷÷ قیام با شاه از تو بر نیاید
توازفقر ربودی نان توشه ÷÷÷÷÷÷ شاه اجبار داشت کرد خروشه
علت آن دزدی وتوشه بری بود ÷÷÷÷÷÷ اساسش دستور انگلسی بود
دستور از انگلیس شاه دست نشان بود ÷÷÷÷÷÷ همان توشه بری عجلتان بود
بشر از پا ک زیستن معتبر بود ÷÷÷÷÷÷ دزد ید ن و ربو د ن شغل سگ بود
نخواستم بود که با تو روبروشم ÷÷÷÷÷÷ بشر تحقیر شده که خورد جوشم
تو باعث شده ای قلم بگیرم ÷÷÷÷÷÷ بر تو اثبات بکنم من نه فقیرم
چنان اندوخته ها هست از نیاکان ÷÷÷÷÷÷ بکشم برخت تا بکنید جام
تو از زشت گفته ای من به نکویی ÷÷÷÷÷÷ هر کس کار کسب خود به جویم
هرکس هرچه داشته یاد کرده ÷÷÷÷÷÷ به آخر که رسیم ببین کی باخته
قلم فرسا نباشد کار هر کس ÷÷÷÷÷ ندارید خوب بگی از زشتی بکن بس
به هر دو پا نباید گفت آدم ÷÷÷÷÷÷ به هرکرده نشاید گفت احسن
خوب آن است که با عقل جور باشد ÷÷÷÷÷÷ نادان در حقیقت کور باشد
به نادانی گل بر آب دادی ÷÷÷÷÷÷÷ نفهمیدی که حرمت باد دادی
تو نام از زشت بری بد جلوه دادی ÷÷÷÷÷÷ به دزدی وحرام نیست افتخاری
تو دزدی کرده ای به خود بنازی ÷÷÷÷÷ گرفتی آ دمیت را به بازی
ببین نیست در ذات آ د میت ÷÷÷÷÷ کند افتخار از دزدی و سرقت
آن است نیکو که انسان کرد خدمت ÷÷÷÷÷ به دزدی وخیانت نیست شهرت
برو نهضت هنوز سواد بگیر یاد ÷÷÷÷ کدام منطق اززشتی کند یاد
به رفتار بگو منطق فر هنگ ÷÷÷÷ به هر جا بنگری تو بوده ای لنگ
اگر کسب حرام هنر باشد ÷÷÷÷ آن شغال است که باید سر باشد
به دزدی حرام و خون ریختن ÷÷÷÷ از این اعمال زشت سود چه بردند
بجزع آوارگی و فقر مالی ÷÷÷÷ بدن عریان شکم هم بود خالی
تو نام ازشیر بری مفهوم ندانی ÷÷÷÷ کدام شیر برای لقمه زد زانی
آن شغال است به هر جا جوی لقمه ÷÷÷÷ هر گاه که نیافت جنبید دمبه
قیامت کو مگر نهضت چنین است ÷÷÷÷ توف این فرهنگ که زشتی آفرین است
به سرجم کن حساب زشتی به- شمار ÷÷÷÷ نکردی کا ر خوب ازآن کنید یاد
به هر کس که رسیدی گزیدی ÷÷÷÷ نه شرم داشتی نه هم آینده دیدی
به استعد لال فرهنگ ومنطق محکم ÷÷÷÷ بگویم آنچه گفتی باشد ننگ
نه فرهنگ داری نه منطق دین ÷÷÷÷ آنچه گفته ای بر تو سنگین
خجالت می کشم از این شنید ن ÷÷÷÷ اگر من مثل تو خدا به میرم
نداشتی حرمت مردم صلاح خود بدارید ÷÷ تو کردی خود را رسوا احمق خبرندارید
به زشتی یاد کنید ای بی کفایت ÷÷÷÷÷÷ بشر از گفتن تو شرمش آید
هر کس که جا ی خود ند ا ند ÷÷÷÷÷÷ با ید سر جا یش نشا نند