جمع آوری تحقیق پژ وهش وتفحص مطالب نویسنده ویرایشگر:حاج عبدالله طاهری فرزند حاج محمدباقرفرزند ملامحمدطاهرفرزند ملافلامرز فرزند ملامحمدطاهر فرزند ملامحمدصادق فرزند ملامعصوم فرزند ملامحمد رفیع فرزند ملاصالح فرزند ملامهمد فرزند ملاخلیل فرزند ملاشمشیرفرزند ملامبین داوزدهمین نسل واولاد ملامبین طا بسرای جدالای ممبینیها - دستیا رفنی امرالله طاهری
مقدمه ای از معرفی و جایگاه قوم لر وچهارچوب تاریخ چه ایل ممبینی
بسم الله الرحمن الرحیم
پیشگفتار
بخوان تاریخ واحوال سرانرا به بین اعمال خوبان وبدان را--
بهر کس یاد گردد آن که بوداست ==برای هر زمان تاریخ شهود است –-- بسراغ تاریخ رفتن تاریخ خواندن وتاریخ نوشتن کاری پر زحمت با مسئولیت است آنچه انسان را وارداین صحنه میکند عشق علاقه وارادت به ایل قوم قبیله ودر نهایت به کل بشریت است که انسانرا مقید می کند از حال واحوال گذشته هاجو یای خبر وآگاهی شود دیگران راهم در جر یان قرار دهد چنین حرکتهایی باید با انگیزه صادقانه ومخلصانه باشد ودر مسیری سالم وبدون هدف شخصی یا طایفه ای ودر چهار چوب حقیقت انجام گیردتاارزشمند و معتبر باشد- با چنین عمل وسندی می شود گفت
تاریخ درس است تاریخ پند عبرت اندرز وآموزش است تاریخ نه تنها برای اطلاع و دانستن از سرگذشت نیاکان وگذشته گان لازم است بلکه بسیار آموزنده است رفتار منش وسوابق گذشته گان یاد می دهد که ماباید چگونه باشیم اگر دارای مقام وموقعیت شدیم طریقه استفاده بهتر ازآن چطور است اگر فاقد قدرت دنیوی بودیم چه جور زندگی کنیم که آدم باشیم – زیرا- یزید- ناپلئون – هیتلر – جنگیز - تیمور –غیره وامثالهم دارای مقام موقعیت قدرت وتاریخ بوده اند اقداماتی هم انجام داده اند – البته خوبانی هم بودند-از خوبان که در خدمت بشر بودند دنیا وآخرت را برای انسانهاآباد وگوارا کردند هر چه بگویم باز کم گفتم زبان وقلم حقیر از بیان وتوصیف خوبیهایی که بخشی از بشر انجا م داد نعمت و رفا وخدماتیکه به بشرامروز ونسلهای آینده قرار داده قاصر است برای قدر دانی وحق شناسی از خوبها باید خوبیها را درک کنیم وبدهاراهم بشناسیم وخودمانرا با خوبیها وفق دهیم – حقیر بخود اجازه نمی دهم در باره معصومین حکما وعلمای دین بحثی را طرح نمایم چون خودم را کوچکتر از آن می دانم
که در این خصوص مطالبی نقل کنم – حالا ببینیم بین افراد و اشخاص عادی چقدر تفاوت است که در زمان مقام وموقعیت شناخته میشوند تعدادی از ظالمین وستمکاران که به قدرت رسیدند وظلم کردند در سطر مطلب نام برده شدند در ادامه همین توضیحات به برخی از خوبان که مقام وموقعیت راوسیله ای برای خدمت به بشر قرار داده اند اشا ره ای خواهدشد – بحث حاضر در خصوص شناخت ومعرفی اقوام لر می باشد اگر به سایر اقوام وقومیتها ویا خدمات وعملکرد آنها نامی بمیان نمی آید نه از روی بی توجهی یا عدم آشنایی با آن اقوام است بلکه معرفی وذکر آنها در این محل مقدور نیست- اشاره ای اندک از قلمی ناقص به قومی بزرگ امید است فرزندان این قوم از گفتن گج و کاستیهای حقیر نگران ورنجیده خاطر نشوند و در جهت اصلاح ورفع نواقص همکاری نمایند به صورت خلاصه وگذرا کلمه کلمه به نکاتی اشاره می گردد تا وقت شریف خوانندگان زیاد صرف نشود – بطوریکه معلوم ومشخص گردیدازتحقیقات پژوهشی باستان شناشسی و خاک برداری وحفاریهایی از مکانهای باستانی توسط باستان شناسان اسکلت انسانهایی در مناطق لرنشین کشف گردیدکه قدمد وتاریخ حوزه عرضی جغرا فیایی ومحل سکونت وزندگی انسانها درنواحی لرنشین بیش از چهل هزار سال می باشد – حدود پنج هزار سال قبل و در زمان عیلامیان – ایلامیان – در همین مناطق لرنشین اختراع خط گردید و نوشتن وخواندن آغاز شد قلم پدیدار آمد -دوران قبل ازایلامیان را دوران قبل از تاریخ خوانده می شود چون تا آن زمان هیچ خط ونوشته ای وجود نداشت خلاصه اینکه اختراع خط در حوزه لر نشین آغاز شد وپدید آمد - = خانوادهخامنشیها درهمین حوزه لر نشین می زیستندوسلسه حکمرانی هخامنشیها در مناطق لر شکل گرفت اگر به تاریخ جهانی بنگریم مشاهده می شود که بسیاری از ملتها کوروش کبیر مقتدر ترین فرمانروای هخامنشی وپادشاهی ایران را نجات دهنده بشر می خوانند پس کوروش کسی بود که اووخانواده اش در حوزه لر نشین پرور ش یافتندو در همین منطقه لر نشین رشد و نموکردند روایت شده کوروش بزرگ هفتمین پادشاه ازخانواده هخامنشی است این روایت درست است حتماً هخامنشیها دارای قدرت وموقعیت بودندکه پادشاه مادباآنهاوسلط خویشاوندی کرد به کمبوجیئه دوم پدر کوروش زن دادومحصول آن کوروش شد خلاصه اینکه اگر هخامنشیها هم اگر نژادن لر نباشند که طبق گفته های هرودت مورخ نامدار یونانی که حدود دو هزار ششصد سال قبل از مناطق لر نشین دیدن کرده بود دوقبیله بزرگ واصلی از اقوام ایرانی که پایه جمعیت ایران بودند مادها وپارسیها معرفی کرد و لر ها از پارسیها می باشند اینکه استان فارس به این نام موسوم گردید دلیلش این است که اکثریت جمعیت قوم لر که قسمتی از پارسیها می باشند در استان فارس سکونت داشتند خانواده هخامنشی که بزرگان آن کورش وداریوش بوداند با نام و شهرت پارسی معروف بوده وهستند ودر منطقه لر نشین پرورش یافتند مدتها در حوزه ایلام و شهر انزان یا انشان – سوسن یا ایذه – و شوش فعلی شرق شوشتر حوزه بختیاری خوزستان می زیستند یا پارسوادیا پارشوا که ایذه یا مسجد سلیمان می با شد با این دلایل وقرائن نمی شود هخامنشیهارااز اقوام لر جدا دانست برخی ازمورخین قبلی انشان یا انزان را جزعی ازاستان فارس معرفی کرده ا ند اما جناب دکترسکندرامان الهی بهاروند فوق دکترای تاریخ وجامعه شناس با استناد به بیانیه حضرت کوروش وپادشاه آن زمان بابل درخصوص معرفی مقام کوروش انزان یا انشان را ازمناطق حوزه لربزرگ ومنطقعه بختیاری معرفی می نماید ونظریه آن دسته ازمورخین که انشان یا انزان راازمناطق فارس نام برده اند رد می نماید که باید انشان یا انزان ایذه یا سوسن باشد – ÷ یا سلسه سا سا نیان که پادشاهانی قوی ومقتدر بودند اقتدار خود را در همین رامهرمز خوزستان آغاز نمودند واستقرار وسکونتشان از رامهرمز الی فارس بود وبعداً به سایرنقاط چیره شدن شکی نیست که سلسه ساسا نیان از قوم لر بوده باشند ÷ سخن از عملکرداقوام لراست -- یااسکندر مقدونی در تمام جنگهایی متعدی که در جهان راه انداخت واکثراًهم فاتح آن جنگها بود هیچ کدام از رقبایش به اندازه آریوبرزن وقشون ایشان در همین منطقه کهگیلویه فعلی قسمتی ازمناطق لراست مقاومت نکردندوبه سپاه اسکندر ضربه نزدند اگر اسارت وخیانت آن شخص لیککی اتفاق نمی افتاد تقدیروبدشانسی ایرانیان بااسکندرهمکاری نمی کرد بناع بگواهی تاریخ آریوبرزن بر آن متجاوز فاتح جهان غالب وچیره می شد – متعسفانه مشاهده گردید اشعاری بنام اسکندر مقدونی وعملکرد او سروده شد که از وی توصیف تمجید وتعریف شده است وبه لهجه بختیاری با صوت خوش خوانده شد وبوسیله سی دی وکاسد تکثیر وتوضیع می گردداین اقدام جای تعصف ونگرانی داردزیرااگرغیرت وتعصب میهنی ووطنی نداریم حد اقل همنوع خواه وانسان دوست باشیم آیا آن قلدر متجاوزچه رفا آرامش وآسایشی برای بشرفراهم کردمگر آن نبود که مردم پاسار گارد از شدت ظلم وجوراسکندر خانه های خود راآتش زدند واقدام به خود کشی نمودند مگر آن ظالم زور گو نبود که کاخهای ملت ایران را تخریب وویران کرد ودارایهای کشور را به غارت برد وبسیاری از هموطنان ونیاکان ما به وسیله او کشته شدند وبدستوراسکندربیش از ده هزار نفراز قشون وی با دختران ایرانی به اجبار ازدواج کردند آیا شایسته مردم ایران است برای وی رجد خوانی کنند واورا ستایش نمایند تقاضادارم از ملت جلو تکثیر وتوضیح اینگونه کارها ی زشت وبیگانه پرست را بگیرند با عذر وپوزش این قسمت از مطالب خارج از متن است اما مناسبت داشت در بین این مطالب یاد آورشوم تا خوانندگان محترم از موضوع با خبرشوند درمتوفق کردن اینگونه حرکات ناپسند همکاری نمایند- وارد اصل موضوعات شویم یا سلسله دوران اتابکان که از سال 550 تا 827 هجری نزدیک به سیصد سال با مرکزیت شهرستان ایذه وحوزه فارس وکهگیلویه کلً مناطق لر فرمانروایی کردند ازهمین لربزرگ بودند-- سلسه زند حکمران ومئوسس آن کریم خان زند اصالتنً لر بودند اعمال ورفتار محبت آمیز وعادلانه آنها سند افتخاری برای قوم لر می باشد- ازقدیم ایام چهارآمپراطوری بزرگ که می شود گفت موسسه کشورایران بودند درمنطقه لرنشین تائسیس شدند 1 ایلامیان 2 هخامنشیان 3 ساسانیان 4 سلسله زندیه اصالتن لرنژاد بودند وآمپراطوری مادها که با لرها مشتراکت زیادی داشتند ونهایت هم بوسیله کورش کبیرولرها کنارگذاشته شدند درهمسایگی لرها مستقر بودند - دوران قاجاریه بعلت خصومت ودشمنی یا ترس ووحشتیکه از قوم لرداشتند میان لر ها نفاق وتفرقه انداختند گروهی را حمایت کردندوبه طرف خودشان جلب نمودند درمیان دیگر اقشار لر هرج مرج ایجاد کردند تا قوم لر در خودشان درگیر باشندولرهارا بد نام وبعنوان دزد راهزن بی نظم به سایر اقشار جامعه معرفی نمایندوبدین وسیله لر ها دچار مشکل وعقب ماندگی شدند اما مشاهده گردید وقتیکه دیگر اقوام برای سر نگونی سلسله قاجاریه حرکتی را آغاز کردند همین قشر از قوم لر که به اصطلاع حکومت قاجار به آنهاخدمت وحمایت کرد از سایر اقشار ایرانی جلوافتادند ودر فتح تهران وسرگونی سلسله قاجاریه پیش تاز شدند – یا در عصر خودمان وقتیکه کشور ما مورد حمله و تهاجم. دشمنان قرار گرفت وهمه چیز ما در معرض خطر بود ببینیم که حضرت امام باآن درایت وتیزبینی که داشتندتوجه مبارک شان به چه سمتی جلب شد وقستمی از مسئولیت جنگ رابه عهده شخصیتی از چه قومی واگذار کرد –یااینکه مدتها آن محل حساس و آسیب پزیراز اداره امور کشور به وسیله آن مسئول از چه قشری به سلامت می چرخید تا جائیکه بنده بررسی کردم واطلاع دارم درزمان قدرت وموقعیت لر هاازنظردرست عمل کردن وانجام وظیفه صحیح همراه با عدل ومساوات از سایر اقشار ملت نمرات بیشتری کسب کرده اند اماآنچه باعث نگرانی ودغدغه بنده است چرا قوم لر از داشتن نوشته های تاریخی کهن وفرهنگی واحدیک نواخت وهماهنگ و داشتن گویش لهجه تکلم واحد ویک زبان از گذشته محروم باشند علت راازدخالت و هجوم وتسلط گاهی افراد بیگانه برقوم لر می دانم که برای تظعیف وعدم شناسایی لرها آثار وسوابق لر ها را از بین می بردند اما نظریه بنده این است با اینکه قوم لرهمه ازجماعت اصلی واولیه کشورایران می باشند ولی تفاوتهای اساسی ازهرجهت باهم دارند یک گویش وتکلم دو شکل و جسم سه آداب فرهنگ به سه بخش متغیرند 1لرکوچک شامل جمعیت استانهای لرستان وایلام 2 قسمت دوم کلً جمعیت بختیاری 3 بخش سوم کلً ایلات جاکی ولیراوی شامل ایلات جانکی اعم گرمسیروسرد سیر وایلات کهگیلویه وبیراحمد وایلات ممسنی که جمعیت قوم لربه سه قسمت ازهرحیث تلقی می گردد ناگفته نماند ایلات ممسنی بعد ازبیرون کردن قوم شول ازخاک ممسنی توسط لرها دیگر جمعیت آن ازیک قوم خاص تشکیل نشد به دلیل مستعد بودن آب وخاک این سرزمین برای کشت وزراعت مدام جماعتی ازلرهای لرستان بختیاری جاکی ولیراوی به این سرزمین مهاجرت می کردند آن سرزمین حاصل خیزمدام مورد تهاجم وتجاوزایل کهشکولی از قوم قشقایی ازقرارمی گرفت وبخش های زیادی ازآن تصرف نمودند مکوندیها ازطایفه جاوید وممبینیها ازطایفه بکش هردوازایل بزرگ جاکی مدتها برای جلوگیری از ورود تجاوزغاصبانه کشکولیها به خاک ممسنی جنگ ومبارزه نمودند وخسارتهای جانی ومالی بسیاربه کشکولیها وارد کردند بعلت حمایت قوم قشقایی ازکهشکولیها مقاومت نکردند مرز را خالی وبه سمت کهگیلویه آمدند بعداً گرفتارجریانات دیگری شدند آزآنجا هم مهاجرت کرده ودرملک جانکی گرمسیرسکونت کردند شرح حال رخ داد آن گفته می شود -ازاینکه خلاصه وجمله جمله می گویم ببخشید هدف ازکوتاه کردن سخن است که وقت شریف خوانندگان ارجمند زیاد صرف نشود متعسفانه مشاهده می گردد عده ای نادان یا مغرض با ساختن وپرداختن به پیامکهای مبتذل وبی معنی بنام قوم لر با انگیزه بی حرمتی وکم فرهنگ معرفی کردن لرها این حرکت آغاز شد اگر بیگانه هستند تقاضا می شود کوتاه کنند یا خودشان را معرفی نماید از چه قومی می باشند اگر هم ادعا دارند لر هستند بنده معتقد هستم که هیچ رگ وخونی از قوم لر در جسم آنها نمی باشد زیرا هیچ شخص دیوانه ای به خودش توهین نمی کند از تمام تک تک اقوام لر خواهشمندم این گونه افرا د را شناسی و برای تنبی ومجازات علیه آنها شاکی شوند=
-اینجانب بعنوان برادر کوچک تقاضادارم از کسانیکه زحمت می کشند قلم بدست می گیرند از گذشته هامی نویسندوحقایق را روشن می کنند نسلهای حال وآینده را از سوابق عملکرد وچگونه بود ن گذشته گان خود آگاه می سازند این کاری بسیار با ارزش پر زحمت حساس و بامسئولیت است و زیر زربین عموم قرار دارد و مورد توجه وقضاوت همه گان می باشد باید خیلی مواظب و دقیق باشیم آنچه ذکرمی گرددحقیقت داشته باشدو از هرگونه افراط وتفریط زیاده گویی تعریف غیره واقع تعصب نا معقول که باعث کذ ب گوی و کتمان حقیقت باشد پرهیز گردد چون با مشاهده کمترین خلاف حقیقت گویی ممکن است کل مطالب به زیر سئوال برود و برخی ازخوانندگان که اشراف کامل به این مسائل را ندارند نظر آنها مخدوش شود تمام مطالب کتاب را فاقد اعتبار تلقی کنند و درمعرفی وافشای حقیقت حقوق وحرمت دیگران مراعات شود حتی برخی از واقعیتها اگر پنهان بماند بهتر از معرفی آن می باشد چون طرح چنین مسائلی هم دیگران را ناراحت می کندهم اعتبار وسوابق گروه وقبیله معرفی کننده را به زیر سئوال می بردمثلً برخی همه از دزدی خرابکاری راهزنی ناسازگاری انسان کشی بی نظمی هرج مرج ازخودگفته اند وافراد یا طوایف زیان دیده را هم نام برده اند و اندکی عمل خیر و مثبت عامل منفع نداشتند بگویند – بعضی هم به جای تاریخ نامه تعریف نامه نوشته اند و کتمان حقیقت کردند چنین تصور می کنند که دیگران هیچ اطلاعی از گذشته ندارند نه خیر اینطور نیست - باید توجه داشته باشیم دیگران هم بی خبر از حقایق گذشته ها نیستند و مراقب قضاوت دیگران با ید بوده باشیم یا بعضی از نویسندگان به کتابهای تاریخ پیشین اشکال وایراد گر فته اند اما دیده می شوداثر ونوشته خودشان خالی از اشکال نیست مثلً نویسنده فرهنگ وتاریخ بختیاری از کتاب تاریخ خوزستان و کتاب سرداراسدایراد وانتقاد دارد اشاره به این اشکالات وارد است وامامشاهده گردیداثر خودش خالی از اشکال نیست درتعین حد مرزی و حدوداراضی حوزه جغرافیایی بختیار ی دقت لازم بکارگرفته نشد ذکرحدمرز حوزه جغرافیایی بختیاری در چهار گوشه دارای اشکال است ولی فقط به مرز جانکی بهمئی اشاره میشودایشان چندین روستااز حوزه بهمئی را تاشانچه که نزدیک به ممبی مرکز بهمئی بوداز این سمت دره بنیاب بنشوارتا کوه منگشت جزع منطقه جانکی وحوزه بختیاری قلمدادمی نماید تعین حدود عرضی شهر وروستاحتی روستابا روستا متفاوت است چون در بعضی از نقاط چندین قوم و قبیله ساکن می باشند درمحیط عشایری اکثراًحد و حد ودمرزی هنوزمجزااز هم دیگر می باشند در خیلی از محیط عشایری احدی غیره بومی ساکن نمی شود بنابر این بی دقتی ممکن است خوانندگان محترم را از مطالبی که حقیت دارد دچار شک وتردید نماید منظور از ذکر این موضوع آن است باآن همه تلاش کوشش وزحمتی که دراین زمینه شخص متحمل میشود حیف است با کمی بی دقتی وعدم توجه کافی کل اثر به زیر سئوال به رودبه نظر من علت این است آن دسته از نویسندگان اخبار واطلاعات را از مراکز آمار کشور می گیرند با ید توجه داشت که تعین حدود وتقسیمات کشوری با حدود محلی باهم مطابقط ندارد – کتابهای تاریخ بختیاری برخی از مطالب آنها به نقل از لیارد انگیلسی است هدف هم بیشتر معرفی خانمی بوده است اولاً حضور طولانی مدت فردی بی گانه در میان بیت شخصی مقتدر وبزرگی ناپسند به نظر می رسد دوماً این همه نویسنده زبر دست وتوانمند از ایلی باسابقه وقدرتمند از روایات و دریافتیهایی از نیاکان و حال خود کمتر نقل می کنند بیشتر استناد به گفته های فردی بیگانه می نمایند این روش رابیگانه پرستی خود کم باوری وظعف در کشف واقعیات اطلا عا ت وسوابق ایل تبار خود توسط مورخین محلی تلقی می شود- درست است منابع اطلاعات و خبر تاریخی ما از همین کتابهای تاریخی وتاریخ نویسان پیشین می باشداما به نظر من بسیاری از مسائل ومطالب که ازاین قبیل کتابها هست نیاز به بررسی پژوهش وباز نگری دارد بعضی از این کتابها زمان دوره آموزش و تحصیل توسط آن دسته از نویسندگان تهیه ونوشته می شود چون هد ف اصلی شخص انشای متن مطالبی می باشد مصاحبه وجمع آوری خبر واطلا عا ت بدین طریق احتمال دارد همه از منابع موصق ومعتبر صورت نگرفته باشد مطالبی خلاف حقیقت به چشم می خورد = اینکه بعضی می گویندلرهاعرب هستند برخی نسبت کئردبودن به لرها می دهند این هر دو مطلب درستی نیست هردوادعاریشه واساسی نداردزیرااین دو قشر ریشه و سرچشمه آنهابه طور روشن ومعلوم خارجی است پس لر ها که ریشه ونسب آنها پارسی ایرانی است و هیچ ریشه ووابستگی اصل نسب خارجی ندارند اگر لر هاایرانی اصیل نباشد پس کدام قوم بایدایرانی باشد اگر جویای حقیقت هستی تقاضا می شودبه ادله ودلایل زیل توجه بفر مائید1یک بااینکه زبان وگویش اصیل ایران وایرانی فارسی است در میان تمام اقوام ایرانی تنها زبان و گویش وادبیاتی که به ادبیا ت فارسی ربط دارد و بیگانه نیست زبان لری می باشد علاوه از این زبان وگویش لری ریشه خارجی ندارد زبان وادبیات سایر اقشار ایران ریشه آنها در خارج می باشد فزون از این گر چه مورخان ومحققان پیشین ایرانی نخواستند یانتوانستند به این موضوع به پردازند وروشن نمایند حدوددوهزاروششصدسال پیش که یونان مدح تمدن وفرهنگ دنیا بودهرودوت مورخ برجسته یونانی که از ایران تحقیق وپزوهش می کردجمعیت ایران راشامل پارسیهاومادهامعرفی کردوقوم لر رایکی از ایلات پارس ذکر نموده است آنهائیکه بعدهااز مناطق عربی شامل عراق عربستان سوریه وغیره به ایران برگشتند کسانی بودندکه دوران کشور گشایی سلسه هخامنشی به خصوصِ دوره کورو ش کبیروداریوش به آن دیاررفته بودند که به مرور زمان بویژه در زمان صلاحدین ایوبی به ایران آمدند در جایگاه اصلی خودحوزه لر نشین ساکن شدند—اگر دقت بفرمائید هم ا کنون دراکثر شهرهای لرنشین حتی برخی روستاهاجماعتی عرب وکرد بیشتر عرب ساکن هستندو با همان هویت شناخته شده قومی خوداز هر نظر بالرهامتفاوت متمایز وقابل تفکیک وشناخته شده هستند – از نظر عاداب رسوم فرهنگ زبان گویش اخلاق رفتارفردی واجتمائی حتی الااعم جسمی و شکلی قابل شناسایی می باشند وهیچ قرائن واسنادو دلیلی وجودنداردکه لرهای اصیل عرب باشند من این نظره را که برخی عنوان می کنند لرها از نسل عرب هستند صددرصد رد می کنم—باید توجه داشت سوابق موجودیت و استقلال قوم لرازاعراب جلوتر است چون تاریخ استقلال و فرمانروای قوم لر بر می گردد به دوران هخامنشی که بیش دوهزار و پانصدسال می باشد اما تاریخ استقلال عرب زمان ظهر اسلام تثبیت یافت که به یکهزار و پانصد نمی رسد ضما باید گفته شود هجرت تعدادی از قوم لر به مناطق عربی بیش از یک هزار ویکصد سال قبل از آمدن عربهابه ایران می باشدزیرا لرها دوران کورش وداریوش هخامشی هم زمان با کشور گشای آنها به حوزه عربی قدم گذاشتند که بیش از دو هزار وپانصدسال می باشد وعربها بعد از ظهر اسلام وزمان خلفای راشدین و بعدبه ایران آمدند که به یک هزار وپانصدسال نمی رسد =البته ناگفته نماندافرادی از خوانین باشت کهگیویه از عشیره آلبویه باشهرت باوی عرب بودند – میرهای ایلام از نسل شخصی بنام عقیل عرب هستند = والیان لرستا ن می گویند عرب هستند= امادر خصوص والیان لرستان سندی وجود نداردکه عرب باشند —درزمانیکه اعراب برایران حمکرانی می کردند و هم به دلیل ظهور دین اسلام درسرزمین عرب برخی با ساختن وپرداختن به شجره ساختگی می خواستند خودشان را به اعراب برسانند دوران حکومت امویها بویژه زمان حکومت یزید بسیاری از نسل بنی هاشم ازمناطق عربی کوچ کرده ا ند به حوزه لرها آمده اند به مرورزمان با نام سادات معرفی و شناخته شده اند شامل سادات 1 طباطبائی2 موسوی 3 میر سالاری 4 سید محمودی 5 منگزوری6 حسینی وغیره —جهت آگاهی خوانندگان عزیز باید عرض کنم عشیره قریش نژدن عرب نیستند اجدادپیغمبراسلام ص عرب مستعربه از نسل اسمائیل پسر حضرت ابراهیم هستند که از بیتل مقدس به مکه مکر مه آمدند -- پس پیغمبر اسلام امامان ع سادات وکل نسل سه خانواده قریش نژدن عرب نمی باشند = دراینجالازم است راجع به لیاردجاسوس انگلسی توجیحی عرض نمایم ازنظرشجاعت رشادت ماجراجوی لیارد هرچه گفته اند کم گفتند چون این شخص در زمانی به این منطقه آمدکه اکثر مردم عشایر راه زن وحشی و کشتن انسان بویژه شخص غریب و عجنبی برای مردم آن زمان کار سختی نبود برای لیاردتنهامردم خطر نبودند چون در بیابان ومناطق کوهستانی فعالیت داشت باحیوانات وحشی ودرنده گاهی برخورد می کرد حیوانات وحشی از قبیل شیر پلنک خرس وغیره مدام بااو برخورد داشته واو را تهدید می کردند این خصوصیات را می شود از نقطه قوت وی دانست – اما آنچه تا حال دیگران در مورد لیاردتحلیل توصیف تعریف ونظر داده اند ردمی کنم وقبول ندارم چون همه به دوستی وحمایت لیارد با محمدتقی خان چهارلنگ سخن گفته اند باتوجه به دلایل قرائن واتفاقات پیش آمده کسی که باعث سقوط وسرنگونی محمدتقی شد لیاردبود – اگر تعریف و تمجید از لیارد به خاطر دخالت در سقوط و سرگونی محمدتقی خان و انتقال قدرت از چهارلنگ به هفتلنگ می باشد که درست است اما اگر برای دوستی وخدمت به محمدتقی خان و مردم منطقه است چنین نبود بلکه برعکس می باشد -- در ادامه توضیحات لازم است عرض نمایم علت فرستادن لیارد به ایران و حوزه بختیاری چه دلیل داشته است =-—از نظر سن عباس میرزارحمت اله علیه پسر ارشد فتحعلیشاه نبوداما به دلیل لیاقت و شایستگی که عباس داشت فتحعلیشاه علاقه زیادی به ایشان داشت ایشانرا ولیعهد خود قرار داده است عباس میرزا مریض می شود قبل از فتحعلیشاه ازدنیا می رودفتحعلیشاه با اینکه دارای فرزندونوه های بسیار متعددبود اما به دلیل علاقه زیادیکه به عباس میرزا داشت پسرایشان محمدمیرزا را به ولیعهدی منسوب می نماید باوفات فتحعیشاه محمد به شاهی می رسد وی لایق و شایسته پادشاهی ایران نبودشاهزادگان قاجار از جمله عمو وعموزادهای وی به مخالفت با او برخاستند وبا بروز اختلاف وکش مکش ایران راترک کردند و به دولت انگلستان پناهنده می شوند دراین اثنا حکومت قاجار به کشور افغانستان حمله می کندو شهر هرات را تسخیر می نماید آن زمان افغانستان مستمره کشور انگلستان بود حکومت وقت انگلستان از کار حکومت قاجار بسیار ناراحت شد تصمیم گرفت به هر طریق که شد به ایران ضربه ای وارد کند در میان تمام ایلات واقوام نظرش متوجه محمدتقی خان وحوزه بختیاری شد که باید او را رو درروی حکومت قاجار قرار دهد در همین راستا لیارد را به حوزه بختیاری گسیل می دارند وشاهزادگان فراری قاجار را ازلندن به بغداد می فرستندلیارد زمینه ملاقت محمدتقی خانرا با شاهزادگان فراری قاجار دربغداد فراهم می نمایند ملاقات محمد تقی خان با شاهزاده گان فراری بی منظور نبوداین دیدار باعث تقویت رویه وتغیان هرچه بیشتر محمد تقی خان ومخالفت ایشان باحکومت وقت میشود وحکومت قاجار ناراحتیش از محمدتقی خان مضاعف می گردد وتصمیم به سرکوبی محمد تقی خان می گیرد حکومت قاجار بوسیله معتمدوله و باهمکاری برخی از خوانین هفتلنگ بر محمدتقی خان حمله می کند بعضی از منابع نقل کردند بعلت اینکه پسرمحمدتقی خان نزد معتمدوله گروگان بود به مقابله برنخواست وتسلیم گردید به هر حال محمدتقیخان شکست خورد دستگیر شد ایلخانی چهارلنگ ازبن درآمد وبه هفتلنگ انتقال یافت این مهم نیست ومنظور از نقل اتفاق نبود هدف نقد عملکردلیاردمی باشد – اکثر کتابهای محلی حوزه لر نشین به ویژه نویسندگان بختیاری بیشترمطالب کتاب آنها سفر نامه وزندگینامه لیارد ودوستی ورفاقتی او با محمد تقی خان تهیه تشکیل می دهند همانطور که در بالا اشاره شد اگر رضایت وخوشحالی ازلیارد این است که با توطعه او محمدتقی خان سرگون شد وایلخانی بختیاری از چهارلنگ به هفتلنگ انتقال یافت درست است اما دوستی او با محمد تقی خان حقیقی نبود بلکه از صداقت محمدتقیخان سوع استفاده کرد اکثر مورخین بختیاری روایت کرده ونقل می کنند زمان دستگیری محمدتقیخان وآوارگی خانواده اش سرپرستی خانواده محمد تقی خان را لیارد مدیریت می کرد سوال می شود آ یادرآن زمان بحرانی وگرفتاری خانواده خان یک فرد با تعصب وباغیرت که ایرانی – لر- یا بختیاری باشد لیاقت همراهی با خانواده مذکور را داشته بود وجود نداشت این قبیل گفتار ها صحت کامل ندارد تاآنجا که من بررسی کردم واطلاع دارم علینقی خان برادر محمدتقیخان زمان آوارگی اهلبیت محمدتقیخان سرپرستی خانواده را بر عهده داشت ولی لیارد با همان لوس بازی که داشت همراه آنها بود ناگفته نماند چون کشور انگلیس ابر قدرت جهان آن زمان بودوبر کل منطقه حاکمیت می کرد لیارد معصونیت طام داشت می توانست محمد تقی خان را درپهناه خود نگهدار دارد واز کشور خارج نماید اما نکردآیاخانواده محمد تقی خان را که به سمت اعراب وشیخ کعب = شیخ سامر = برد توانست پناه دهد ویا بطرف شیراز وایل قشقای روان کرد جای دادبسیارازمحمدتقی خان استفاده برد وهیچ خدمت باارزشی به محمدتقی خان نکرد- درسفرازخوزستان به فارس درمیان مسیرراه محدوده نور آباد ممسنی درمنزل یکی از خوانین کهگیلویه ممسنی بنام خلیل خان توقف می کنند در برخی نوشتها آنرا خلیل خان بهمئ ذکر مینماید این عنوان فاقد صحت است اکثر مورخین بختیاری در معرفی لیارد وارد جزعیات شدند واز مراجعه زنان دختران بختیاری به جهت درمان دارو وانس با لیارد مطلب نوشته اند آیا این قبیل مراجعات قابل بیان وتکرار است آیا این نوع مسائل رویداد تاریخی است وارزش واهمیت تاریخی دارد شما رابه خدا دیگر بس کنید اینقدر غیرت وتعصب دیگران را جریدارنکنید سایرین وافراد عادی به جای خودش کتاب مرحوم سرداراسد چرا – این همه صرف وقت هزینه مرکب کاغذبرای معرفی وتعریف از شخصی بیگانه جاسوس خائن به ملت ومملکت بود خرج می کنید چرا چه مزیت دارد کتابهای تاریخ که دراین حوزه نوشته شد بیشتر مطالب آنها سفرنامه وزندگینامه لیارداست به جهت معرفی اوانجام می دهند به جای آن از مردان رشید شجاع ونام آورایل وتبار خودکه درمسائل واتفاقات داخلی وبینلمللی شجاعت وایثار بخرج دادند بنویسند که در زمان شاه اسمائل صفوی دوران نادر افشار وفتح وگرفتن قندهار به تنهایی توسط بختیاریها یادر پایان دوران حکومت افشار تبانی واعتلاف سه خان لر وبدست گرفتن حکومت ایران ویا در سر نگونی سلسه قاجار وتسخیر تهران دخالت داشتند به جای تعریف ومعرفی لیارد آن مردان وعملکرد آنهارا به نسل امروز وآینده معرفی نماید= باید این نکته را عرض کنم عملکردآن دو خان که با کریم خان زند همکاری داشته اند به دلیل اینکه بعدً نتوانسته اند موقعیت خود را حفظ کنند به جان هم افتاده ند از صحنه خارج شده اند یا از بین رفته اند مورد نکوهش و ایرات است = نقل گفتار وترجمه مطالب لیارد بخصوص زمان گرفتاری محمدتقی خان ضدنقیض بنظر می رسد علاقمندان به لیارد که سفر نامه اورانشر می کنند درست ترجمه نمایند = به در خواست برادر عزیزم جناب دکتر مهدی بیکدلی مدرس دانشگاه و دارای دکترای تاریخ == تعدادی از طوایف جانکی گرمسیر به شرح زیر معرفی و اعلام می گردد == 1 بیکدلی 2 جلالی 3 ممبینی 4 داودی 5 گرمسیری 6 کردزنگنه 7 زنگنه 8 میلاسی 9 ابولعاسی 10 حمزه ابراهیمی 11 مکوندی 12 آلخرشیدی 13 بارزی 14 سادات 15 شیوخ امام زاده عبداله 16 گرگری 17 بدرانی 18 تلاوری 19 لردگانی 20 ابوفارسی 21 فلاوردی == سفارش دهنده دکتر مهدی بیکدلی == لازم است توضیحی درمورد قوم واقوام لر داده شود با این هدف که شاید دانستن آن برای برخی لازم باشد قوم لربردوقسمت تقسیم یا مرزبندی شده است لربزرگ ولرکوچک عنوانهای بزرگ وکوچک معنی ومفهوم خاصی که مربوط به جمعیت قوم لرباشد ندارد ربط به سرپرستان وحاکمانیکه زمانی برلرها حکم رانی می کردند دارد زمان حا کمیت اتا بکان برقوم لردو2 برادربودند که ایلات واقوام لررا میان خودشان تقسیم کردند برادربزرگتروبرادرکوچکترازلحاظ سن = جمعیت و حوزه جغرافیایی شامل استانها ی ایلام ولرستان سهم برادر کوچکتر شد = جماعت وسرزمین ایلات بختیاری وجاکی با حد مرزومحدوده جغرافیایی سهم برادربزرگترشد = لرکوچک استانهای لرستان وایلام حد مرزوجمعیت آن معلوم است وارد جزعیات آن نمی شوم = لربزرگ شامل حوزه بختیاری وجماعت آن = مناطق وجمعیت جانکی اعم گرمسیر وسردسیر منطقه وجمعیت بهمئی طیبی یوسفی شیرعالی حوزه انسانی وجغرافیایی کهگیلویه وبیراحمد تا نورآباد ممسنی قسمتهای زیادی از جمعیت وسرزمین استان فارس = مناطق وجما عت ازاستان بوشهر شامل تنگستان گناوه دیلم والی غیرمی باشد = یا بصورت خلاصه حوزه لربزرگ ازقبیل شولستان جاکی – کهگیلویه وبیراحمد - لیراوی جانکی فعلی وبختیاری وطوایف طابع متعهد وداخل محدوده شامل می گردد = دراوایل جمعیت لربزرگ به نام وعنوان مرزبندی شده بود جاکی وبختیاری مجداً یاد آورمی شود هویت حوزه بختیاری ازجهات مختلف تقریباً برای همه مشخص است فعلاً وارد جزعیات وتفکیک قسمت بختیاری نمی شوم = مورخین پیشین درمورد زیرمجموعه ایل جاکی نظرات متفاوت داده ند = لازم است به دو نکات مهم وحل نشده اشاره شود یک نام قوم لرچرابه لرها لرمی گویند مورخین پیشین دراین خصوص نظرات مختلف ومتفاوت داده اند اما هیچ کدام گفته خود را قطعی وحتمی ندانسته وتائید نموده است که حقیقت قطعی دارد بعضیها نوشته اند لرها اولاد شخصی بنام لرمی باشند برخی دیگر نوشته اند روستایی با نام لردرمنطقه لرکوچک است زادگاه اولیه لرها بوده به این دلیل لرها موسوم به لرشدند روایتی هست چون لرها درمناطق کوهستانی وجنگل خیززندگی می کرند وازقدیم به جنگل لرمی گفتند به این علت لرها نام لربه خود گرفته اند وچندین نام وعنوانهای دیگراما نام لرجنگل برقوم لرمحکمتروواقعی تربه نظرمی رسد چون لرها اکثراً درمناطق کوهستانی وجنگل زیست می کردند وبه نظرنگارنده قوم لربه سه دسته تقسیم می شوند که ازعلائم گوناگون جسمی شامل شکل اندام گویش لحجه با هم متفاوتند لراستانها ی ایلام ولرستان باهم همخوانی دارند دسته دوم بختیاری تفاوتی باهم ندارند دسته سوم قوم جاکی می باشد شامل کل ایلات جانکی حاضر اعم ازجانکی گرمسیروسردسیر ایلات لیراوی بهمئی طیبی دشمن زیاری چرام تامرادی بیراحمدی وتمام ایلات ممسنی تعغیرات اساسی دربین ایلات گروه سوم یافت نمی شود = مسلئه دوم بحث نام چهارلنگ وهفت لنگ است مورخین پیشین نظرات واصطلاحات متفاوتی مطرح کردند اما هیچ کدام ازآنها نظرواصطلاح خود را قطعی ندانسته وهمه از روی حدس وگمان نوشته اند با توجه به اختلاف جمعیت دوگروه باید عنوان هفتلنگ وچهارلنگ براساس تعداد جمعیت نام گذاری شده باشد این دلیل ازتمام دلایل مطرح شده سایرین محکم تراست چون سند واقعی وزنده دارد == موضوع بعدی که لازم است توجیح شود قیام حضرت مختارسقفی است و دخالت وحمایت مجاهدان ایسارگردلاور ایرانی ازاین جریان شجاعانه وحرکت برحق می باشد اولن که مختاربا مجوزازحضرت محمدحنفیه فرزند برومند حضرت علی و برادرامام حسین معروف به محمد حنفیه نهضت راشروع کرد وباآن قیام تمام قاتلین ومسببین که درشهادت امام حسین ویاران ایشان دخالت داشتند کشتند و ازبین بردند شایسته بود درطول زمان درمجالس ومحافل ازرشادتها وازخود گذشتیهای آن دلاوران فدا کار نام برده ونسل به نسل یاد آوری می شد حالاکه عده ای ازروی انصاف وحق شناسی یا صرفاً بخاطرساختن فلیم آن قهرمانان رامعرفی نمودند برخی با حسادت وبی انصافی دارند با مطرح کردن مسائل جزعی وخورده گرفتن که مختار هدف حکومت داشت کیان قهرمان ایرانی برای حفاظت ازکاخ حکومتی عبیداله ابن زیار که بتصرف قوامین درآمد مدتی درآن ساکن شد مگرمعصومین ما وقتی جایی را فتح می کردند امکانات مالی را برخود حرام می دانستند اگرهدف انتقام گرفتن نبود به چه دلیل کیان ایرانی درمیان همه بسراغ شمرقاتل امام حسین رفت ضمن کشتن وی سرش را ازتن جداکرد آیا این کمی کاربود به همین سبب اول زن وبچهای کیان توسط دشمنان اهل بیت کشته شدن بعد خودش ویاران ایرانیش به شهادت رسیدند – سردارشامی از سپاه دشمن که برای مذاکره وسازش پیش ابراهیم نخعی فرمانده لشکرمختاررفت به ابراهیم گفت ازورودم به قشون شما تا اینجا رسیدم همه با زبان فارسی ایرانی صحبت می کردند پس معلوم می شود اکثریت سپاه مختارایرانی بودند ما نباید با خود خودخواهی بی رویه حق وحقوق دیگران را انکارکنیم که باعث اثبات بی انصافی و پایمال کردن حقوق دیگران تلقی شود – آل زبیرکه از حاکمیت مکه برخورداربود بعلت حسادت ازاینکه دشمننان امام حسین واهلبیت بوسیله ایرانیها بقتل رسیدند به کوفه وعراق حمله کرد لشکرمختارکه اکثراٌ ایرانی بودند به شهادت رسادند ونهضت مختارسرنگون شدبنده ادعا ندارم که کار خودم بدون ایراد واشکال باشد به جهت رفع نواقص واصلاح مطالب خود منتظر تذکرات وارشادادت شما سروران ارجمند می باشم با عذر وپوزش از استادانیکه در این زمینه زحمت می کشند و فعالیت دارند وسلام == حاج عبداله طاهری تلفن 09163500122 == آدرس خوزستان = باغملک = میداوود