اولین طایفه ای از ممبینی ها که به میداوود آمد
ملا معصوم پسر ملا محمد رفیع پسر ملا صالح پسر ملاح مهمد پسر ملا خلیل پسر ملا شمشیر پسر ملا مبین ،ششمین نوه مبین چون دارای احشام و حیوانات زیادی بود تازنگ و پشت گچ محل مناسبی برای او نبود و بفکر توسعه قلمرو جا و مکان افتاد اولین کسی از ممبینی بود که به میداوود آمد . با ورود ملامعصوم به میداوود نماینده حاکم کهگیلویه از حضور ایشان در میداوود مخالفت کرد. که میان ملا معصوم و نماینده حاکم در گیری رخ می دهد نماینده حکومت به دست ملا معصوم به قتل می رسد. گویا این اتفاق در سال 1171 شمسی در زمان حکومت کریم خان زند اتفاق می افتد . حاکم این منطقه شخصی به نام هیبت الله خان باوی ساکن در باشت بود -ایشان از عشیره آل بویه واصالتً عرب بود جوانی کم تجربه و تندخوی بود به همین دلیل کریم خان زند میرزا طاهر چهارمحالی را به عنوان دبیر و راهنمای ایشان منسوب کرد تا به اصطلاح مراقب خطاهای او باشد. به محض با خبر شدن خان باوی از قتل نماینده خود به دست شخصی عادی بسیار ناراحت و خشمگین شد و برای مجازات ملا معصوم با قشو نی از کهگیلویه که میرزا طاهر ایشان را همراهی میکرد به سمت میداوود حرکت کرد. ملا معصوم برای دفاع از خود تدبیری اندیشید و به هر وسیله ای با میرزا طاهر ارتباط برقرا ر می کند. گویا میرزا طاهر بخاطردست یابی به مقام وموقعیت هبیب الله خان باوی به فکر بهانه ای برای نابود کردن آن بود که با همکاری و تبانی ملا معصوم، هبیب الله خان نرسیده به میداوود به دستور میرزا طاهر به دست برادر میرزا طاهر به قتل میرسد و فرماندهی قشون را میرزا طاهر به دست میگیرد. میرزا طاهر برای طفره رفتن به بهانه گرفتن مالیات قتل خان باوی را به طایفه دیگری اعلام میکند اما صحت قضیه روشن بود. در آن زمان کریم خان مسافرت به آذربایجان رفته بود که خبر قتل خان باوی و توطئه میرزا طاهر به او رسید. کریم خان فورأ دستور مجازات میرزا طاهر را صادر کرد و عده ای را برای اجرای حکم خود به طرف میرزا طاهر حرکت داد اما میرزا طاهر که شخصی دانا و مکار بود مأمورین کریم خان را بطرف خود رام کرد (یادآوری میشود که میرزا طاهر بعد از قتل خان باوی و آمدن به میداوود با ملا معصوم آشنا و دوست گردید و از سر تقصیر و جرم وی گذشت و امتیاز حکومتی به ایشان هم واگذار نمود میرزا طاهر بعد از رام کردن مأمورین کریم خان،به صادق خان برادر کریم خان در شیراز پناه برد و تقاضای عف و بخشش می نماید. صادق خان از سر تقصیر میرزا طاهر گذشت و خودش شخصأ حاکمیت کهگیلویه را به عهده گرفت. گرچه حکومت مرکزی به دست خانواده زند و نفر اول حکومت کریم خان زند بود امابختیاری ها تقریباً معاونت حکومت آن زمان را دارا بودند - با
اینکه اولین خان بهمئی زکی خان بود به دلیل نسبت
خویشانوندی با یکی از خوانین بختیاری به ایشان سمت خان بهمئی دادند و بهمئی را مستقل کردند که با مخالفت بزرگان طایفه مهمدی با زکی خان و معرفی خلیل برای خان طایفه مهمدی با اینکه خلیل خان حکم خانی خودش را از ایل خانی بختیاری گرفته بود اما به دلیل قوی تر بودن حاکمیت کهگیلویه با برخورداری از حمایت های کریم خان و حکومت مرکزی در فارس چون آن زمان استان کهگیو یه و بیراحمد مستقل نبود جزعی از ایالت فارس بود به همین دلیل بیشتر مورد توجه وحمایت حکومت مرکزی قرار می گرفت بهمئی تصمیم گرفت از بختیاری جدا شود و به کهگیلو یه بپیونداز پرداخت مالیات به خان بختیاری خودداری کرد خان وقت تصمیم به تسلیم کردن خلیل خان و بهمئی می نماید در این راستا به علت جنگ منگار و کشته شدن ملا رحمان ، ممبینی ها به فرماندهی ملا علی حسین رحمانی و ملا معصوم صالحی با بختیاری ها هماهنگ می شوند کریم خان از این نقشه با خبر میشود و چون تنها رقیب خود را بختیاریها می دانست از پیشرفت و توسعه قلم روی بختیاری راضی نبود و فورأ برادرش صادق خان را از حکومت کهگیلویه کنار میزند . (چون کریم خان خودش را وکیل مردم معرفی کرده بود و ظاهرأ نمی خواست خود و یا شخصی از خانواده اش در اختلا فات ومنا قشات مردمی دخالت کنند برادرش را از حکومت جابه جا می کند و میرزا فتاح خان گرمرو دی را به جای او حاکم کهگیلویه می نماید) و به حاکم کهگیلویه سفارش می کند که از جنگ احتمالی بختیاری با بهمئی از بهمئی حمایت کند. ممبینی و بختیاری از دستور کریم خان بی خبر بودند خلاصه جنگ رخ میدهد بختیاری و ممبینی ها به اهداف از پیش تعین شده خود دسترسی پیدا نکردند اما آن جنگ این سه اثر را درجای گذاشت و طرفین متحمل ضرر و زیان های شدند: 1) افراد برجسته و ارزشمندی از دو طرف در آن جنگ کشته شدند
2) بهمئی تسلیم وادغام کهگیلویه گردید
3) ممبینی هم از آن زمان اتحاد خودش را با بختیاری منعقد میکند که تا حال بخشی از بختیاری محسوب می شود
اینکه بعضی ها به بهمئی کهگیلویه میگویند درست نیست اصلأ بهمئی ها اصالتأ کهگیلویه ای نیستند .تنهاایل ثابت ومدام ماندگار کهگیلو یه بیراحمد ی بوده است که دهدشت فعلی با نام آن جمعیت معروف بود و دلیلش این است که بهمئی مدتی ضمیمه کهگیلویه بوده است.بهمئی استقلال وحکم خانی خانهای اول ودوم خود را از بختیاری دریافت کردپس معلوم است بهمئی قبل از مستقل شدن با بختیاری بود اکثر جمعیت بهمئی ساکن در شهرستانها وروستاهای استان خوزستان می باشند یا خدمات دهی از طریق استان خوزستان به آنها انجام می گیرد = بهمئی به حمایتها ی کریم زند وحاکم کهگیلو یه هم قدر دان و وفادار نماند از فرمان آنها سرپیچی کرد همراه با دیگر ایلات لیراوی کوه به مخالفت با حاکم کهگیلویه وحکومت زند یاغی گردید به سا ل 1178 حکومت زند جنگی در منطقه لیراوو بهمئی سردسیری کرد که نه به زن وبچه رحم نمود ونه به اسرا گذشت کرد تمام اسیران را گردن زد واز سر آنها مناره درست شد برخورد چنان سخت وشدید بود که لیرا ویها به حد نابودی منجر شدند کریم زند که از مهر و محبت گذشت عدالت عف و بخشش مغلوب خود دوست و دشمن به این صفات نیک او اذهان واقرار دارند حتی به آزاد خان افغان ترحم وگذشت کرد چرا اینطور با ملت ونزدیکترین همسا یه قوم وقبیله خود این جور رفتار کرد علت معلو م است ما باید واقعیت هارا به پذیریم
همان طوری که ذکر گردید ملا معصوم صالحی قبل از جنگ طلاور وارد میداوود شده بود که قبل از ورود ملا معصوم به میداوود حضرات داوودی وگرمسیری در میداوود ساکن بودند. ملا معصوم با همکاری و تبانی که با میرزا طاهر چهار محالی سپس با صادق خان زند داشته بود توانست صاحب بخش عمده ای از میداوود شود سپس اولاد ملا جمشید ملا صالح عمو زاده های ملا معصوم به میداوود آمدند. با آمدن اولاد ملا صالح به میداوود پنج نفر از اولاد ملا مهمد در منطقه پشت گچ ماندند به هر علت میان اولاد آن پنج برادر در گیری رخ داد. چون ملا محمد کاظم و ملا صالح از یک مادر بودند و از قبل اولاد ملا صالح به میداوود آمده بودند. اولاد ملا صالح رفتند و اولاد ملا محمد کاظم را به میداوود آوردند که در این خصوص هیچگونه برخورد و درگیری مجددی رخ نداد اما نگرانی و ناراحتی میان آنها وجود داشت. قبل از اختلاف اولاد مهمد ، اولاد رحمان با هم اختلاف داشتند اختلافات اولادان مهمد و رحمان هر کدام در داخل خانواده خود بود و همین اختلافات باعث دو دستگی ممبینی ها شد به همین علت بده و بستون های و تغیراتی در ساختار اداره ایل ایجاد گردید. دو نفر از فرزندان ملا مهمد اولادان ملا صالح و ملا محمد کاظم در میداوود ساکن شدند. چهار نفر از فرزندان ملا مهمد و فرزندان ملاح رحمان در منطقه پشت گچ ماندند. ملا محسن پسر ملاه رحمان تا منطقه محمد آباد و حومه تیغن آمد و در همان جا ساکن شد. این اتفاقات قبل از جنگ ممبینی و بختیاری با بهمئی در طلاور و دیمه سرحدی رخ داده بود بقیه اهالی ممبینی به تدریج وارد میداوود شدند.—بناع به دلایلی وارد جزعیات وتفکیک خانوارهانشدم چون دوست ندارم برخی فاصلهامیان اهالی ایل روشن شودفقط بیکی از خانوادها اشاره کوتاه می شوداز ملاه معصوم تا ملاه مبین نام برده شد ملاه محمدصادق فرزند ملاه معصوم است مادرش دختر ملاه صفی فرزند ملاه رحمان بودعمه حضرات رحمانی ودادگسترمی باشدبرادران ملاه محمدصادق بدون فرزندازدنیارفتندفرزندان پسران محمدصادق عبارتنداز 1 ملاه محدطاهر 2 ملاه حاتم 3 ملاه محمد رفیعی 4 ملاه معصوم - معصوم بدون اولاد ازدنیارفت ملاه محمدر فیعی دارای 5 دختر وپسری بنام خداکرم بود ملاه حاتم پدر ملاه بهروز وجد حضرات حاتمی می باشدملاه محدطاهر پدرملاه فرامرز وملاه گودرز بودملاه فرامرز دارای شش پسر بنامهای 1 ملاه رستم 2ملاه سرخاب 3 ملاه سیاه 4 ملاه محمدطاهر 5 ملاه محمدتقی 6 ملاه محمدکریم بوده است ملاه محمدطاهر دارای هفت پسربنامهای حاج محمدباقرمشهدی محمدزکی ملاه محمد جافر این 3 ازیک مادربودند ومادرآنها دخترملاه جعفر کربلایی بود ملاه مصطفی ملاه مرتضی ملاه رضا ازیک مادرومادرآنها دخترملاعوضی ازحضرت سمی تیغن ونبیرهای محسن می باشد پسرهفتم کربلایی غلارضا تنها ازیک مادراست مادرایشان دخترملاه حبیب اله رحمانی اولاد می باشد این هفت برادرتا این تاریخ پنج نفرازآنها به رحمت خدا رفتند ودونفر بنامهای ملاه رضا وکربلایی غلامرضا درقید حیاط می باشند ودارای فرزند نوه ونبیرههای بسیارهستند ذکرنام آنها لازم نیست تولید نسل ادامه دارد و نسلهای بعدی خیلیها درقیدحیات هستند ونسل امروز همه را می شناسند وتولید نسل همچنان ادامه داردتکمیل آن به مرحله بعدی موکول می گردد اگرواردجزعیات وتفکیک سایرتیرهها وخانوادها نشدم دلیل این است ازهمه وهمه شفاهن و کتاً وبوسیله سایت درخواست کمک همکاری و دادن اطلاعات ولوهرکسی راجع به خانوده خودش هرچه داند اطلاع بدهد هچیکس تمایل ورغبتی نشان ندادواظهارنظری به اینجانب اراعه نشد بنا براین اینجانب وارد تفکیک سایرتیره وخانوادههانشدم شاید راضی نباشند این توضیح خلاصه و گذرا از تذکره و سوابق ایل ممبینی است که انشاء الله در آینده نزدیک تاریخچه ایل ممبینی به طور کامل تهیه ،تنظیم و منتشر خواهد شد و از همه اهالی ایل ممبینی بخصوص آنهای که اطلاعات کامل و جامع دارند تقاضا میشود در جهت بهتر تنظیم کردن این اثر مهم ما را یاری بفر مایند
(صمیمانه منتظر انتقادات و پیشنهادات ، راهنمایی، ارشاد،ودادن اطلاعات صحیح شما ها سروران ارجمند میباشم و هر شخص واشخا صی در خصوص سوابق تسکره.. و رویدادها و عملکردهای ایل ممبینی یاطوایف تابع وهمجوار مطلب یا مطالبی ارسال فرماید با ذکر نام شریف راوی ثبت خواهد شد وآماده مشورت، تبادل نظر و پاسخ گویی مطالب خود خواهم بود انشااله
== قابل توجه خوانندگان حال وآینده == مطالب کتاب این قسمت که وارد سایت شد یک سوم آن می باشد تمام جزوات واشعارو دوبیتها را برای تظیم وویرایش آقایان مسلم صالحی فرزند کربلای حسین نبیره مرحوم ملاه کمرخون صالحی ساکن روستای صالحی وایمان صالحی فرزند مرحوم ملاه غلامحسن از اولاد ملاه غجر ساکن روستای مال سید سردشت هردو اهل وساکن میداود جهت انجام نظم ویرایش ازاینجانب تحویل گرفتند با اینکه تایپ مطالب پیش آنها مانده کپی برداری هم نموده اند هیچ عمل انجام شد ه ای اعم منفی یا مثبت به اینجانب پس نداده اند هرزمان که مطلب یا مطالبی اعم شعردوبیتی وموضوعات تاریخی که درنوشتهای اینجانب وجود دارد ویا تعغیراتیکه قابل شناسایی ازآن دونفرنامبرده سربزندیا منتشرشود ازمطالب ونوشتهای اینجانب است وحق کپی برداری واستفاده به هیچ کس نداده و نخواهم داد - عبد اله طاهری- تماس 09163500122آدرس